شنبه

صدور فرمان جهاد و قتل عام مردم توسط رهبرآن مردم....


28 مرداد سال 58 یادآور یورش نظامی رژیم تازه بقدرت رسیده اسلامی به کردستان برای باز پس گیری دستاوردهای قیام مردم در سراسر ایران است. ابعاد جنایتی که جانیان اسلامی به فرمان خمینی و با اجرای رئیس جمهور وقت ابولحسن بنی صدر به همراه خلخالی جلاد بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان و انقلابیون آوردند غیر قابل توصیف است.  خمینی فرمان حمله را صادر کرد و رئیس جمهورش خطاب به گله های سپاه و ارتش اعلام کرد تا خاموش کردن غائله کردستان پوتین هایتان را از پا در نیاورید. ستونهای نظامی ارتش و سپاه از راه زمین به کردستان که سنگر ادامه قیام 57 مردم در سراسر ایران بود سرازیر شدند. با هیلی کوپتر، جت و فانتوم بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان آتش گشودند. حمله 28 مرداد توسط رژیم اسلامی تلاشی برای خفه کردن انقلابی بود که میرفت بساط جنایتکاران اسلامی را در همان روزهای نخست بقدرت رسیدنشان برچیند. همزمان با کوبیدن شهر و روستاها از راه زمین و هوا، صادق خلخالی اعدامهای وسیعی را از کرمانشاه تا ارومیه براه انداخت و بسیاری از عزیزترین و شریفترین انقلابیون، کمونیستها و هر انسان آزاده ای را در بی دادگاههای چند دقیقه ای جهل و توحش اسلامی به گلوله بستند.
در مقابل این لشکر کشی، استقامت، پایداری، از خود گذشتگی و مقاومت بی نظیر مردم و نیروهای چپ و انقلابی، نوید بخش تداوم قیام و انقلاب مردم ایران بود. این مقاومت تنها به تلاش و ایستادگی مردم کردستان خلاصه نمیشد بلکه بخشهای زیادی از مردم آزادیخواه و انقلابی در اقسا نقاط کشور که نقش برجسته ای در سرنگونی حکومت سلطنت پهلوی داشتند، در یک جبه واحد در کنار مردم کردستان و در اشکال مختلف به مقاومت و دفاع از دستاوردهای قیام 57 پرداختند. خمینی و دیگر سران حکومت اسلامی اگر در سالهای58 و 59 با تمام توان به سرکوب دستاوردهای قیام مردم پرداختند، اگر با حمله به کردستان در 28 مرداد 58 هزاران انسان شریف را به خاک و خون کشیدند، اگر فاجعه نوروز خونین 59 را در سنندج خلق کردند، اگر خانه و کاشانه مردم کردستان را با توپ و خمپاره بر سرشان ویران ساختند، اگر انقلابیون و مردم مبارز ترکمن صحرا را از دم تیغ گذراندند، برای این بود که بتوانند آزادیخواهی، برابری طلبی و انسانیت را در آن مملکت بدار بکشند و با قتل و کشتار ، با به قهقرا کشانیدن جامعه و با چپاول از هستی و دسترنج میلیونها مردم ستمدیده، بر آنان حکم برانند.
جا دارد در اینجا به اسامی، روز، ساعت و محل اعدام شدگان توسط خلخالی، این جلاد حکومت اسلامی اشاره شود تا بار دیگر و به مناسبت فرمان حمله خمینی و بنی صدر در 28 مرداد سال 58 به کردستان، جنایات حاکمان از گور برخاسته اسلامی به خاطر آورده شود.
اعدام 11 نفر در شهرستان پاوه
ساعت 2 و 40 دقیقه بامداد 28 مرداد 1358 در دیزل آباد کرمانشاه:
1- عبداله نوری
2- هوشنگ عزیزی
3- محمد محمودی
4- یداله محمودی
5- حسین شیبانی
6- هرمز گرجی بیاتی
7 -مظفر فتاحی
8-محمد عزتی
9- محمد عزیزی
10- آذرنوش مهدویان
11- اصغر بهبود
اسامی 7 نفر دیگر از اعدام شدگان در پاوه
بامداد روز 29 مرداد 1358 در محوطه زندان دیزل آباد کرمانشاه:
1- حاجی افراسیاب
2 عبداوهاب ملک شاهی
3-عماد الدین ناصری
4-عبدالکریم کریمی
5- محمد نقشبندی
6-عزیز مراد
7- مراد ذولفقاری
اعدام 9 نفر در شهر مریوان
ساعت 18 و 30 دقیقه 3 شهریور ماه 1358
1- حسین مصطفی سلطانی
2-امین مصطفی سلطانی
3- احمد پیرخضری
( کارمند بیمارستان )
4- حسین پیرخضری ( معلم )
5- فایق عزیزی ( عضو شورای شهر مریوان )
6- علی داستان ( پیشمرگه )
7- بهمن اخضری ( پزشک و فیلم بردار )
8-جلال نسیمی
9-احمد قادرزاده اهل روستای دره تفی
اعدام 11 نفر در شهر سنندج
روز 5 شهریور 1358 ساعت 5 بعداظهر. دو تن از آنها زخمی بودند ( احسن ناهید از ناحیه ران پا، با استفاده از برانکارد و ناصر سلیمی از ناحیه دست راست
1- احسن ناهید
2-شهریار ناهید
3-جمیل یخچالی
4-ناصر سلیمی
5-عبداله فولادی
6-مظفر نیازمند
7-سیروس منوچهری
8-اصغر مبصری
9-مظفر رحیمی
10-عیسی پیرولی
11 عطا زندی
اعدام 20 نفر در شهرستان سقز
ساعت 7 بامداد 6 شهریورماه 1358
1-احمد سعیدی
2-قادر بهار
3-محمد بابا میری
4-رسول امینی
5-ناجی خورشیدی
6-کریم رضایی
7-انور اردلان
8-سیف اله فیضی
9-علی فخرایی
10-عبداله بهرامی
11سید حسن احمدی
12-محمد درویش نقرهای
13-کریم شیرینی
14-ابوبکر حمیدی
15-احمد مقدم
16-جلیل جمالزاده
17-کشی زاده
18-محمد غفاری
19-خاطر خطیبی
20ناصر حدادی
این اسامی و اسامی دهها هزار انسان دیگر که با فرمان خمینی و دیگر سران حکومت اسلامی بعد از 30 خرداد 60 و سال 67 تا به امروز در زندانهای مخوف رژیم اسلامی اعدام و سر به نیست شده اند، سند محکومیت یکی از خونخوارترین حکومتهای تاریخ معاصر ایران است.
ابولحسن بنی صدر یکی از همدستان خمینی و مجری فرمان او در پست ریاست جمهوری آن دوره بود. ایشان هر سال در چنین روزهایی برای شانه خالی کردن از بار همدستی اش در کشتار انقلابیون با حکومت اسلامی شروع به هزیان گویی میکند تا بلکه مسئولیت خود را در قبال فاجعه 28 مرداد لاپوشالی کند.پنداری به عذاب وجدان دچار شده است. امروز هم ایشان همان الفاظی را پرت می کندکه در زمان حمله 28 مرداد 58 بر زبان جاری می کرد.
اخیرا ابولحسن بنی صدر بعنوان کسی که تمام افتخاراتش مرهون منفورترین شخصیت تاریخ ایران یعنی خمینی و حکومت اسلامی بوده است، همچون همیشه و به بهانه پرداختن به “تجزیه و تجزیه طلبی، خائنین و وابسته گان به قدرتهای خارجی”، شروع به تراوش یک سری خزعبلات فاشیستی کرده است. ایشان در ایام قدر قدرتی اش در کنار خمینی با همین عبارات فرمان حمله به مردم کردستان را داد. این روزها در بحبوحه تحولات سیاسی در ایران تنها کسی که هنوز دارد از این واژه ها در کنار سران حکومت و پس مانده های حکومت سابق علیه مردم شاخ و شانه می کشد ایشان است.
به قسمتی از سخنان او توجه کنید. بنی صدر می گوید: “جریان‌های تجزیه‌طلب دستیارهای مهم رژیم هستند که ترس از تجزیه را به جامعه القا می‌کنند و جامعه ملی را از جنبش باز می‌دارند. این جریان‌های تجزیه‌طلب که به قدرت‌های خارجی وصل می‌شوند و از آنها اسلحه و امکانات می گیرند و خائن‌اند. هر ایرانی که به قدرت خارجی متوسل بشود خائن است به استقلال ایران و به ضرورت ضد آزادی ایرانیان است.”او ادامه می دهد و می گوید: “یک به این اعتبار که عامل بقای رژیم هستند برای اینکه تاریخ ایران تاریخ استبداد متمرکز است از ترس تجزیه. همین رژیم هم روی به استبداد آورد و یک دلیل بزرگش ترس از تجزیه بود. دو اینکه قدرت خارجی را توجیه می‌کنند حضورش را در کشور. خب رژیم که قدرت خارجی را محور سیاست داخلی و خارجی کرده، آنها هم پای قدرت خارجی را به میان می‌کشند. خب حالا فرض کنیم که این مداخله خارجی به همان اندازه‌ای بشود که در لیبی الان می‌بینیم. خب ببینید که چه فاجعه بزرگی ایران گرفتارش خواهد شد؟ این است که بدون تردید هر ایرانی می‌باید از اینها بیزاری بجوید. می‌بایست به اینها بگوید که شما خائنید به دو اعتبار و با آنها معامله خائن بکند. هر ایرانی که به قدرت خارجی متوسل بشود خائن است به استقلال ایران و به ضرورت ضد آزادی ایرانیان است.”
زمانی که بنی صدر در رکاب ارتش، سپاه و دیگر سرکوبگران حکومت تازه بقدرت رسیده اسلامی با توپ و خمپاره از طریق زمین و هوا خانه و کاشانه مردم سنندج و دیگر شهرهای کردستان را به ویرانه تبدیل می کرد با همین اراجیف فرمان خمینی را اجرا کرد. در آن ایام بنی صدر در کنار خمینی و خلخالی ، با تایید اعدامهای دسته جمعی از کرمانشاه و پاوه تا مریوان، سنندج، سقز، بوکان و مهاباد به سلاخی جوانان و هر کسی که به دستشان می افتاد پرداختند و با تجزیه طلب و ضد انقلاب خواندن مردم انقلابی شهرها و روستاهای کردستان، در تحمیل جنگی خانمانسوز، زندان و اعدام و کشتار، روی جنایتکاران نازی را سفید کردند. جناب بنی صدر فکر می کند با نشخار کردن همان هجویات آنهم بعد از گذشت بیش از 30 سال از آن تاریخ، می تواند همدستی خود با رژیم اسلامی و شخص خمینی را ماست مالی کند. موضوع اما برعکس است. رژیم جمهوری اسلامی و خمینی اتفاقا اولین دستیارانش امثال بنی صدر جریانات ملی مذهبی و دو خردادی های درمانده از همه جا بودند که در نوفل نوشاتو ماموریت یافتند تا انقلاب آزادیخواهانه مردم را به خاک و خون بکشند. اگر خمینی و حکومتش او را با تیک پا از دایره حکومت بیرون انداختند به این خاطر بود که تاریخ مصرفش بعنوان کسیکه ظرفیت مقدماتی سرکوب را از خود بنمایش گذاشته بود دیگر به پایان رسیده است. این نوع ژست و شگردها را بنی صدر در بارگاه خمینی و آیت اله های قم یاد گرفته است. همدستی او در سرکوب مردم ایران بویژه مردم کردستان بر پیشانی اش حک شده است. تاریخ عربده کشی های بنی صدر در کشتار و ویران کردن خانه های مردم، گورهای دسته جمعی کودکان ناشی از این حملات و در حیاط منازل مردم در سنندج را نه تنها نسل آن دوره بلکه نسل جدید و انقلابی امروز از زبان بزرگترها شنیده است، نوشته ها، تصاویر و فیلم های ویدئویی تهیه شده آن ایام را مشاهده کرده اند. جناب بنی صدر نمی تواند در دنیای رشد تکنولوژی و ارتباطات پیشرفته امروز سر کسی را شیره بمالد. ایشان یا هنوز در عصر قدرقدرتی خمینی فکر میکند یا خود را به نفهمی می زند. بنی صدر با این نوع فیگورهای آبرو باخته نمی تواند خود را از همدستی اش با خمینی و بعنوان رئیس جمهور یک حکومت بشدت متوحش اسلامی را از آن همه جنایت تبرئه کند.
خائن کیست قدرت خارجی کدام است؟
اصطلاحات بکار برده شده بنی صدر مبنی بر ”خائن“، و “وابستگان به قدرتهای خارجی”، کماکان متوصل شدن او به سلاح زنگ زده ای است که تنها مختص سران حکومتها علیه شهروندان برای سرکوب هر چه بیشتر آنان است با این تفاوت که طی چند سال گذشته ایشان در مقام خلع ید از مقامش این هذیانها را برای خوش رقصی در مقابل جریانات پرو غرب و پس مانده های سلطنت بر زبان جاری می کند. اینها تکرار همان عبارات ویژه قلدران حاکم است که در دوره رئیس جمهور بودن ایشان علیه هر انسان شریف و آزادیخواهی بکار برده می شد تا براحتی به انقلاب مردم خون بپاشند. اگر اصطلاح خائن را بنا به تعریف ایشان بپذیریم، باید کتاب خاطرات بنی صدر از زمان شروع همکاری او با خمینی و کنفرانس گوادلوپ در تحمیل عقب مانده ترین جریانات ملی مذهبی بر یک جامعه مدرن و سکولار را مطالعه کرد تا خائنین را بخوبی شناخت و معرفی کرد. اما لازم نیست کسی برود خاطرات بنی صدر را مطالعه کند تا بداند خائن یا خائنین متکی به قدرتهای خارجی چه کسانی بودند و یا هستند. کافی است این سئوال را از جناب بنی صدر پرسید که خمینی و شخص ایشان و دیگر سران دیروز و امروز حکومت اسلامی که با اتکا به نیروی سرکوبگر سپاه و ارتش مردم کردستان و ترکمن صحرا را به خاک و خون کشیدند، با کمک چه کسانی بقدرت رسیدند؟. آیا حمایت قدرتهای خارجی نبود که از جریان خمینی که ایشان هم جز مهره های اصلی آن بود بر سر کار آورده شدند؟. خمینی، بنی صدر و خیل از گور برخاسته گان اسلامی بودند که با همت قدرتهای خارجی و برای شکست دادن انقلاب 57 به مردم تحمیل شدند. اگر این حمایتها از نظامی که بنی صدر هم در راس یکی از مهمترین دستگاههای آن بود وجود نداشت، توان این را نمی داشتند که انقلاب را به شکست بکشانند و متعاقب آن که زندگی میلیونها انسان را به نیستی و تباهی بکشانند. واگر تا کنون این رژیم هم چنان سر پا ایستاده است، علاوه بر سرکوب مداوم و سیسماتیک، همچنان مورد حمایت برخی از دولتهایی است که جریان اسلامی خمینی و امسال بنی صدر را بزک کردند و بر سر کار آوردند. حمایت دولتهایی که قبل از رئیس جمهور شدن جناب بنی صدر، نوای مطلوبیت کسانی چون او را بعنوان رئیس جمهور بودن در گوشش خوانده بودند. بنابر این با تعاریفی که بنی صدر از خائن و سرسپردگی و اتکا به کشورهای خارجی و باز شدن پای آنان مطرح می کند، کاملا روشن است که خائن و متکیان به قدرتهای خارجی تا کنون در کارنامه چه جنایتکارانی بایگانی شده است؟.
گفتم که جالب این است که هر سال همزمان با سالروز 28 مرداد و فرمان حمله خمینی به کردستان، بنی صدر قبل از هر کسی و یا به بهانه موضوعی به نوحه سرای می پردازد. حمله اخیر رژیم به مناطق مرزی و درگیری با پژاک فرصت مناسبی بود تا بنی صدر 28 مرداد 58 را با چنین گفته های پوسیده ای پرده پوشی کند. او بخوبی می داند که در سالروز 28 مرداد، تنها شخصیت شاخص و رانده شده از حکومت که با فرمان خمینی در حمله به کردستان برای افکار عمومی تداعی کننده کشتار مردم کردستان است خود ایشان است. مردم سراسر کشور بویژه مردم کردستان بنی صدر را با جمله معرفش که به ارتش و سپاه اسلام اعلام کرد، ” تا سرکوبی غائله کردستان پوتین ها را از پا در نیاورید” می شناسند. گویا هر سال با نزدیک شدن 28 مرداد و یا به بهانه رویدادی مربوط به کردستان و با همان پرخاشگریهایی که در بارگاه خمینی به ارث برده است جناب بنی صدر دچار عذاب وجدان می شود.
تجزیه و تجزیه طلبی
رژیم سلطنتی شاه و حکومت جمهوری اسلامی بویژه در دوران ریاست جمهوری بنی صدر صدای حق خواهی مردم کردستان را با تجزیه طلب خواندن آنان می داند. برای این جانیان ”خاک پاک میهن ” برای چپاول، دزدی و به جیب زدن هستی جامعه و دسترنج مردم مقدس بوده و هست و پاسخ مردمی که حق زندگی و نفس کشیدن را می خواستند، همیشه با گلوله داده شده است. سالهاست که این حنا دیگر رنگی ندارد. این حق طبیعی و انکار ناپذیر مردم کردستان است که اگر بخواهند می توانند در یک رفراندم آزاد و سالم رای به جدا شدن از ایران بدهند یا اینکه در چهارچوب ایران همچون شهروندان برابر و متساوی الحقوق بمانند. نه بنی صدر و نه خیل اعوان و انصار سلطنت طلب و نه هر جانور اسلامی دیگری نمی تواند مانع از این خواست برحق مردم شود. در بسیاری موارد با فراهم بودن این زمینه که گویا جدا شدن و تشکیل یک کشور مستقل جرمی نابخشودنی است، هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی به سرکوب مردم کردستان دست زده اند در مقاطعی و بنا به مقتضای زمان و نیاز نیز، خود طراح پرت کردن تجزیه طلبی بوده اند تا برای سرکوب و کشتار هر چه بیشتر علیه هر گونه حق خواهی دستشان باز تر باشد. اکنون بعد از گذشت بیش از سه دهه از عمر یک حکومت سرکوبگر، جنایتکار اسلامی و حکومتی که جامعه ای را به ورطه نابودی کشانیده است، این ترفندها دیگر کارایی ندارد چرا که شاهد همبستگی و اتحاد مردم در سراسر کشور علیه کلیت نظام اسلامی و سران آن هستیم. جناب بنی صدر اما هنوز در فاز سه دهه قبل می خواهد با سرپوش گذاشتن بر همدستی خود با خمینی و حکومت اسلامی، با عبای دفاع از خاک پاک میهن سهیم بودنش در حمله به کردستان و کشتار مردم را همچون همیشه توجیه نماید و همان اراجیف سالهای رئیس جمهوریش را کماکان دارد نشخار می کند. تلاش دیگر ایشان این است که بلکه بتواند با طرح این سلاح از کار افتاده، مقبولیت خود را نزد جریانات پروغرب و دیگر جریانات مخرب ناسیونالیسم ایرانی اندکی بهبود بخشد بلکه جایی برای خود دست و پا کند. اما انقلاب مردم ایران برای سرنگونی حکومت اسلامی که یکی از نتایج آن محاکمه سران جنایت پیشه اسلامی در دادگاههای بین لمللی است، پرونده جناب بنی صدر را نیز در همدستی و سرکوب مردم کردستان در 28 مرداد سال 58 و دیگر کشتارهای اوایل رئیس جموری ایشان را بازگشایی خواهد کرد.

جمعه

یاران ایران

یاران ایران نام گروهی بود که فعالیت‌های اداری جامعهٔ بهائی را در غیاب محفل روحانی ملی که به دستور نظام جمهوری اسلامی تعطیل شد در ایران هدایت می‌کرد. این گروه جایگزین محفل ملی ایران پس از تعطیلی نظام اداری بهائی و تشکیلات بهائی به دستور حکومت جمهوری اسلامی است. این گروه که در حال حاضر منحل شده است، وظیفهٔ رسیدگی به امور اجتماعی و معنوی جامعهٔ بهائیان ایران را داشت.
بهاییان تأسیسات رسمی روحانیت را مردود می‌داند و بنابراین وظایف اداری که در مذاهب دیگر به طور سنتی در حوزه مسئولیت روحانیون می‌باشند، در بین بهائیان بر عهدهٔ محفل‌های روحانی هستند. محفلهای روحانی به نظارت بر امور داخلی بهائیان و اداره امور مالی ایشان می‌پردازند و به عنوان  کانال ارتباطی میان نهادهای محلی، ملی و بین‌المللی عمل می‌کنند. محفل‌های روحانی محلی همچنین اختیارات لازم را به افراد، کمیته‌ها و گروه‌های ویژه برای انجام خدمات محلی مانند امور آموزشی، انتشارات، ترویج تعالیم بهایی، مشاوره ازدواج و جمع‌آوری اعانات اعطا می‌کنند. به طور خلاصه، محفل‌ها نقش اداره امور جامعه بهایی را بر عهده دارند.
دستور تشکیل محافل توسط بهاءالله در کتاب اقدس داده شده‌است و حداقل تعداد اعضای این جمع را ۹ نفر اعلام می‌کند. اولین محفل روحانی رسمی در تهران و در سال ۱۸۹۷ تحت نظر عبدالبهاء و توسط حاجی آخوند از ایادیان امرالله تشکیل شد. به خاطر آزار و اذیت بهائیان ایران این محفل هم وظیفه محلی و هم ملی را بر عهده گرفت. محفل روحانی بهایی ایران در سال ۱۳۶۲ و پس از انقلاب، توسط نظام جمهوری اسلامی در ایران غیرقانونی اعلام شد و پس از آن جمع جایگزین یاران ایران مسئولیت اداره امور جامعه بهائی را بر عهده گرفت.
تمام مؤسسات انتخابی و انتصابی بهائی در ایران از سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) ممنوع اعلام شد و اکثر اعضای سه محفل روحانی ملی اداره کنندهٔ امور بهائیان به قتل رسیدند. در نبود این محافل یک مجمع موقت با عنوان «یاران ایران» با اطلاع کامل حکومت تشکیل شد که به امور اولیهٔ جامعهٔ سیصدهزار نفره بهائیان ایران رسیدگی کند.
تمام مسئولین حکومتی از سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) تا کنون از وجود این گروه اطلاع داشته‌اند. در حقیقت در تمام این سال‌ها مقامات دولتی منظماً، هرچند غالباً به طور غیررسمی، با اعضای این هیئت در تماس بوده‌اند. جامعه بهائی ادعا می‌کند این که می‌گویند یاران ایران یک گروه غیرقانونی است به کلی بی‌پایه‌است.
آخرین اعضای این گروه که در ایران مسئولیت مدیریت جامعه بهائی را بر عهده داشتند عبارت از:
  1. فریبا کمال‌آبادی
  2. جمال الدین خانجانی
  3. عفیف نعیمی
  4. سعید رضایی
  5. بهروز توکلی
  6. وحید تیزفهم
  7. مهوش ثابت
شش نفر از این افراد در تاریخ ۱۴ می ۲۰۰۸ (۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷) در منزل خود دستگیر شدند. هفتمین نفر، قبل از اعضای دیگر، و در تاریخ ۵ مارس ۲۰۰۸ (۱۵ اسفند ۱۳۸۶) در مشهد دستگیر شد. هم اکنون، خانم‌ها فریبا کمال‌آبادی و مهوش ثابت در زندان اوین و آقایان نعیمی، خانجانی، توکلی، رضایی و تیرفهم در زندان رجایی شهر کرج به سر می‌برند.
در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ مطابق ۱۴ مه ۲۰۰۸، شش تن از این افراد به نام‌های فریبا کمال‌آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم در حمله مأمورین امنیتی به منازل‌شان دستگیر و به زندان اوین منتقل شده‌اند. این اتفاق در ادامه دستگیری مهوش ثابت یکی دیگر از یاران ایران در اسفند ماه ۱۳۸۶ صورت گرفت. کمیسیون بین‌المللی آزادی ادیان در ایالت متحده آمریکا این عمل نظام جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرد. آمریکا، کانادا و اتحادیه اروپا این اقدام نظام جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده و خواستار توقف آزار و اذیت بهائیان در ایران شدند. در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۰۹ میلادی (۲۳ بهمن ۱۳۸۷) دادسرای امنیت تهران از صدور قرار مجرمیت برای ۷۷ تن از شهروندان بهایی به اتهام: «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، خبر داد. به نظر  می‌رسد این هفت نفر همان یاران ایران باشند.
جامعهٔ جهانی بهائی خبر اتهام هفت زندانی بهائی در ایران به جاسوسی و جرائم دیگر و ارجاع پرونده آنها به دادگاه انقلاب را به شدت نگران کننده خواند و آن را نشانهٔ گامی تازه و خطرناک در آزار بهائیان در این کشور دانست.
خانم شیرین عبادی پرونده وکالت این افراد را بر عهده گرفته‌است که از زمان پذیرفتن وکالت این افراد در معرض انواع اتهامات، تهدید و ارعاب قرار گرفته و تا به حال پرونده این متهمان در اختیار او قرار نگرفته‌است. مضافاً در ماه دسامبر مقامات دولتی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را که خانم عبادی مؤسس آن است تعطیل کردند.
تاکنون هیچ مدرکی علیهٔ آنها ارائه نشده‌است. علاوه بر آن، در تمام مدت حبس به این افراد اجازهٔ ملاقات با وکیل‌شان، خانم شیرین عبادی، داده نشده‌است.
اولین جلسه دادگاه این اشخاص بعد از گذشت حدود ۲۰ ماه، روز سه‌شنبه ۲۲ دی ۱۳۸۸ برگزار شد. در طی این جلسه هیچ حکمی صادر نشد و ادامه دادرسی به جلسات آینده موکول شد.پس از حدود دو سال و نیم، در مرداد ۱۳۸۹ قاضی محمد مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای هر یک از این افراد ۲۰ سال حبس تعیین کرد.
در ادامهٔ محاکمهٔ این افراد اتهاماتی چون «جاسوسی» «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «راه اندازی و گسترش تشکیلات غیرقانونی» «همکاری با رژیم غاصب و اشغالگر قدس»، «مشارکت در جمع‌آوری اسناد طبقه‌بندی شده و ارائه آن به بیگانگان با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تبانی و اجماع با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تبانی و اجماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی ایران»، «مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی ایران» و «افساد فی الارض» به متهمان وارد آمد که به گفتهٔ مهناز پراکند یکی دیگر از وکیل مدافع متهمان، این اتهامات توجیه قانونی نداشت و او در پرونده دلیل و مدرک قانع کننده‌ای نیافته بود. با این وجود اتهامات جاسوسی در مرحله تجدید، در شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی موحد، رد شدند و به دنبال آن مجازات به ۱۰۰ سال کاهش پیدا کرد، اما طبق اظهارات پراکند در نهایت، بدون اطلاع متهمان و وکلای مدافع، حکم دادگاه بدوی ابقا شد. پراکند در این باره اظهار داشت: «به ما گفتند دادستان کل از طریق رئیس قوه قضائیه، در مورد خلاف شرع بودن حکم (تجدید نظر) تقاضای اعاده دادرسی کرده، و حکم دوباره به ۲۰ سال تبدیل شده.» وی همچنین در خصوص اتهاماتی چون اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور اظهار داشت «این‌ها (بهاییان) مراسم عبادی و آئینی دارند. هر ۱۹۹ روز یک بار که ضیافت نامیده می‌شود. دور هم جمع می‌شوند دعا می‌خوانند. چای و قهوه و شیرینی می‌خورند و بعد هم تمام می‌شه می‌ره. این ضیافت‌ها و مهمانی‌هایی که داشتند را اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور تلقی کرده بودند.»

پنجشنبه

تبعیض و محرومیت بهائیان در ایران

بهاییان در دوران سلطنت دودمان پهلوی تا انقلاب ۱۳۵۷ ایران از آزادی‌های دینی کامل و حقوق مدنی در ایران برخوردار بودند، همچنین برخی پستهای حکومتی را در اختیار داشتند. اما بعد از انقلاب ایران و به قدرت‌رسیدن مسلمانان شیعه در راس حکومت، تبعیض‌های اجتماعی و تبلیغات منفی از سوی حکومت و نهادهای وابسته به آن، علیه اصول دیانت بهائی و باورمندان به آن به شکلی «سازمان‌یافته»شکل گرفت.
پس از انقلاب ایران، بهائیان از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و مشاغل دولتی و خدمت در ارتش محروم شدند، مجامع مذهبی آن‌ها غیرقانونی اعلام و تعدادی از قبرستان‌های آنان در مناطق مختلف ایران مورد تخریب واقع شد.

مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

بر طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌باشند. این مصوبه که به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوریه ۱۹۹۱۱) صادر شده و در بند سوم آن ذکر شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود و همچنین در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیده‌است بدین مضمون که بهائیان نمی‌توانند در دانشگاه‌ها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج گردند.

واکنش‌ها

برنارد لوئیس معتقد است که حکومت‌های اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کرده‌اند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان  بوده‌اند؛ چرا که از یک سو نمی‌توان پیروان این آئین‌ها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آن‌ها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آن‌هاست. به علاوه پذیرش آنها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است.آدام سیلورشتاین معتقد است که به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای  این موضوع بودند و به همین تئوری‌های توطئه‌ای از اینکه یهودیان، بهاییان، فراماسون‌ها و… مقابل پیشرفت ایران می‌ایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی قشرها تحصیل‌کرده جامعه محبوبیت یافت.

زندان بهائیان

  • در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۸۷ (۱۵ ژانویه ۲۰۰۹) سرهنگ سلیمان ملک‌زاده فرمانده نیروی انتظامی ویژه جزیره کیش اعلام کرد که نیروی انتظامی ایران، «هشت بهائی را در جزیره کیش بازداشت  کرده‌است». به گفته وی «تمامی این افراد از خانواده‌های بهائی بودند و در بازرسی به عمل آمده از محل اقامت آنها در یکی از هتل‌های جزیره کیش، تعدادی کتب تازه به چاپ رسیده دربارهٔ بهائیت، کشف و ضبط گردید».
  • در بامداد ۲۵ دی ۱۳۸۷ (۱۴ ژانویه ۲۰۰۹) مأموران امنیتی جمهوری اسلامی با حمله به منازل ۱۰ خانواده بهایی در تهران، ضمن تفتیش منازل و ضبط کتب مذهبی، عکس‌های خانوادگی و رایانه‌هایشخصی، چندین تن را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند. از افراد تحت بازداشت می‌توان به ژینوس سبحانی، شاهرخ طائف، عزیزالله سمندری، پیام اغصانی، دیدار رئوفی و نیما حقار نام برد.
  • در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۰۸ میلادی (۹ بهمن ۱۳۸۶) علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد که ۵۴ بهائی ایرانی به جرم «تبلیغ علیه نظام» در شهر شیراز به «یک تا چهار سال زندان» محکوم شده‌اند.

اعدام بهائیان

از ابتدای انقلاب ۵۷ ایران تا به حال، ۲۰۲ نفر از بهائیان به خاطر اعتقادشان به دین بهائی، توسط نظام جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. این افراد صرفاً به خاطر اعتقادات مذهبی خود تیرباران، اعدام یا به قتل رسیده‌اند.
برخی منابع دیگر هم معتقدند که این افراد از صاحب منصبان حکومت قبل بوده‌اند و اعدامشان ربط مستقیم به اعتقادات دینی نداشته‌است.

تخریب قبرستان‌های بهائیان


در روز دوشنبه هشتم مرداد هشتاد و شش جامعه بهائیان یزد در ایران متوجه شدند که گلستان جاوید (محل دفن نفوس بهائی) بار دیگر و برای چندمین بار در سالیان اخیر توسط ماشینهای سنگین یا کشاورزی تخریب شده‌است. این درحالی است که بیش از بیست سال است نفوس بهائی فوت شده در این مکان به خاک سپرده می‌شوند و از آخرین مراسم تدفین در این مکان بیش از دو ماه نمی‌گذرد برای بار دیگر در سالیان اخیر حرمت و حقوق این نفوس مورد تعدی و تعرض واقع شد.بهائی ستیزان با یورش به قبرستان‌های بهائی، سنگ قبرها را تخریب و بدترین رفتار را نسبت به مردگان بهائی ادا کردند. از جمله این تخریب‌ها می‌توان به تخریب قبرستان بهائیان در تهران، یزد و نجف آباد اشاره کرد که در طی ان، قبرستان بهائیان تهران به کلی تخریب و ویران گشت و بر روی آن، فرهنگسرا ساخته شد. تخریب قبرستان بهائیان در یزد به ویرانی کامل نینجامید و فقط سنگ قبرها شکسته و به مردگان اهانت شد.
  • در بامداد دوم آبان ماه ۱۳۸۷ در اقدامی مشابه قبرستان (گلستان جاوید) جامعه بهایی در شهر قائم‌شهر واقع در استان مازندران تخریب شد. با این تفاوت که این بار این هتک حرمت بیش از پیش بوده‌است و قریب ۸۰۰ درصد از قبرها به وسیله لودر تخریب شده و تنها تعداد محدودی از قبور سالم مانده‌اند.
  • ۲۹ دی ۱۳۸۷ هم یک کامیون و یک بلدوزر با همراهی تعدادی از نیروهای لباس شخصی در قبرستان بهائیان درزیکلا قائمشهر اقدام به جمع‌آوری سنگ قبور و مسطح نمودن زمین نمودند.

سه‌شنبه

بهائیت...واژه ای ناآشنا برای مقامات رژیم

بهائیت دینی است که میرزا حسین‌علی نوری ملقب به بهاءالله در قرن ۱۹ میلادی در ایران بنیان گذاشت. پیشینهٔ دیانت بهائی که در ارتباط با شیخیه و بابیه بود، به شکل قرائتی درونی از مذهب تشیع شکل گرفت،اما استقلال رسمی آن در سال ۱۸۶۳ و با علنی‌کردن دعوت بهاءالله به «مَن یُظهِرُهُ الله» شکل گرفت.
بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷–۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروان این آئین بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود. مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است.
اعتقادات

خدا

بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین، پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین استو یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است.
بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیرممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان‌پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر  مکالمه می‌کند. این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. در آموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید.

جهان پس از مرگ

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسم تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.بهائیان تعلق روح به  جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.

وحدت اساس ادیان

بهائیان دین را اولین موهبت در عالم می‌دانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم می‌دانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان می‌دانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل آن نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.
اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکان‌های شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی، هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته‌است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از پیامبران گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.

مراتب هستی

از نظر آئین بهائی، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارت‌اند از:
  1. عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت
    مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن می‌تواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچ‌گاه به مرتبهٔ نبوت نمی‌رسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمی‌کند. مثلاً پترس هیچ‌گاه مسیح نمی‌شود.
  2. عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت
    مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطه‌ای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به  عالم خلق منتقل می‌کند. مثل آینه‌ای که شعاع آفتاب را منعکس می‌نماید.
  3. عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت
    مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.

آموزه‌های بهائی
  1. تعالیم بهائیان در ۱۲ سرفصل معرفی گردیده‌است. این تعالیم عبارت‌اند از:
  2. وحدت عالم انسانی
    به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دین بهائی را می‌شود در یک تعلیم تلخیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.
    1. تحری حقیقت
      یعنی هر فرد پس از رسیدن به سن بلوغ در دین بهائی که برای پسر و دختر یکسان و در سن ۱۵ سال تمام است باید شخصاً و بدون تقلید از دیگران حتی پدر و مادر خود، به جستجوی حقیقت پرداخته و عقاید خود مانند دین را انتخاب نماید.تعلیم تحری حقیقت فقط منوط به انتخاب دین نیست و هر فرد بهائی باید در  هر موردی به جستجوی حقیقت بپردازد.
    2. وحدت لسان و خط برای عالمیان
      یکی از تعالیم دین بهائی برای رسیدن به هدف این آئین که همانا وحدت عالم انسانی است، وحدت لسان و خط است. بدین صورت که باید جمیع ملل از اهل معارف و علوم با اتفاق نظر یک زبان را به عنوان زبان عمومی انتخاب کنند تا هر فرد فقط نیازمند یادگیری ۲۲ زبان باشد. یکی زبان وطنی که با که با قوم خود گفتگو کند و دیگری زبان عمومی که با اهل عالم محاوره کند؛ و دیگر محتاج یادگیری زبان سومی نباشد.
    3. ترک تعصبات جاهلیه
      بهائیان وجود تعصبات جاهلیه مانند تعصبات سیاسی، جنسی، نژادی، قومی و دینی را از بین برندهٔ بنیاد عالم انسانی می‌دانند.بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند.
    4. تساوی حقوق رجال و نساء
      بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی برهم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند. در مورد حقوق زن و مرد نیز نباید حقوق با وظایف اشتباه شوند. اعتقاد به تساوی حقوق، اعتقاد به تساوی وظایف نیست.بهائیان معتقدند که هیچ تفاوتی بین زنان و مردان نیست و فقط احتیاج به تربیت است و اگر هر دو یکسان تربیت شوند هیچ امتیاز برتری‌ای بین ان دو نخواهد بود. با این وجود نقاط تاریکی در این تساوی وجود دارد که تحریم عضویت زنان در بیت العدل، عدم توازن در دریافت حق‌الارث بین زن و مرد و نامساوی بودن مهریه زن روستایی و شهری از آن جمله‌اند.
    5. دین باید سبب الفت و محبت باشد
      بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بی‌دینی بهتر از آن است.
    6. جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است
      به این معنی‌است که نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادی‌است. بهائیان معتقدند انسان‌ها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد.
    7. دین باید مطابق علم و عقل باشد
      به این معنی که دین و علم و عقل با یکدیگر باید توافق کامل داشته باشد.
    8. صلح عمومی
    9. تعدیل معشیت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی
    10. تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
    11. تشکیل دادگاه کبرا بین‌المللی
احکام
احکام آئین بهائی از «کتاب اقدس» از آثار بهاءالله استخراج شده‌اند. اگر چه قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاءالله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک دراین آئین ظهور می‌کنند. رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که وظیفه‌ای جهانی هستند از وظایف شخصی فرد محسوب می‌شوند. این قوانین از چارچوبی ثابت که براساس مجازات و مکافات شکل گرفته‌باشد تشکیل نشده‌اند. برعکس این قوانین به عنوان بخش جبران ناپذیر فرایند ترقی روحانی انسان‌ها مطرح می‌شوند. در ادامه قسمتی از احکام «کتاب اقدس» که توسط شوقی افندی، تأکید شده آورده می‌شود:
  • پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد.
  • غیبت و افتراء حرام است.
  • بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.
  • بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آنها را تجویز نماید.
  • رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.
  • قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است
عبادت‌گاه
بهاءالله بنیانگذار دین بهائی به پیروانش دستور می‌دهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازندبه این بناها مشرق‌الاذکار گفته می‌شود. مشرق‌الاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نمی‌باشد و هر کس با هر دین و  اعتقادی می‌تواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خدای خود بپردازد. تقریباً هیچ طرح خاصی برای مشرق‌الاذکارها وجود ندارد.

دوشنبه

سازمان ملل متحد، تاریخچه و اهداف آن


سازمان ملل متحد یا به اختصار (UN) یک سازمان بین‌المللی است که در جهت ارتقاء همکاری‌های بین‌المللی فعالیت می‌کند. بيست‌و‌چهارم اكتبر سال ۱۹۴۵ میلادی، روز به اجرا در آمدن «منشور ملل» و آغاز به كار سازمان ملل است. 

سازمان ملل متحد، در حقیقت جایگزینی برای جامعه‌ی ملل (League of Nations) است که پس از جنگ جهانی دوم در ۲۴ اکتبر سال ۱۹۴۵ برای پیشگیری از وقوع چنین جنگ‌هایی بین ملت‌ها، پایه‌گذاری شد.
این سازمان در ابتدای تأسیسش، ۵۱ عضو داشت که امروزه این تعداد به ۱۹۳ عضو رسیده است. مقر این سازمان در منهتن، نیویورک سیتی قرار دارد. دفاتر اصلی دیگر آن در ژنو، نایروبی و وین، فعال هستند.
بودجه‌ی این سازمان از طریق پرداخت حق عضویت اعضا و کمک‌های داوطلبانه تأمین می‌شود. از میان اهداف اصلی تشکیل این سازمان،  حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، بهبود حقوق بشر، گسترش توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی، حفظ محیط زیست و فراهم کردن کمک‌های بشر دوستانه در هنگام بروز قحطی، بلایای طبیعی و جنگ را می‌توان برشمرد.
پیش‌نویس منشور سازمان ملل متحد در طی کنفرانسی در سال ۱۹۴۵، آماده شد و در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵، به نتیجه رسید و سازمان ملل آغاز به کار کرد. مأموریت سازمان ملل در حفظ صلح جهانی، در همان دهه‌های ابتدایی تاسیس آن با وقوع جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیرشوروی و متحدانشان، با مشکلاتی مواجه شد. پس از پایان جنگ سرد نیز، سازمان ملل، اقدامات مهمی در حفظ صلح در سراسر دنیا انجام داد که برخی از آنها موفقیت‌آمیز بود.
سازمان ملل شش رکن اصلی دارد:
  • مجمع عمومی (رکن اصلی، جهانی و مشورتی سازمان ملل متحد)
  • شورای امنیت (مرجع اصلی تصمیم‌گیری برای صلح و امنیت بین‌المللی)
  • شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (ECOSOC) (ترویج توسعه و همکاری‌‌های اقتصادی و اجتماعی بین‌المللی)
  • دبیرخانه سازمان ملل متحد (فراهم کردن مطالعات، اطلاعات و امکانات مورد نیاز سازمان)
  • دیوان بین‌المللی دادگستری (مهم‌ترین ارگان قضایی سازمان ملل)
  • شورای قیمومت (از اول نوامبر ۱۹۹۴ فعالیت نمی‌کند)
علاوه بر این شش رکن اصلی، سازمان ملل نهادهای دیگری نیز دارد از جمله گروه بانک جهانی، سازمان بهداشت جهانی، برنامه‌ی جهانی غذا، یونسکو (UNESCO) و یونیسف (UNICEF).
این سازمان در سال ۲۰۰۱ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شده و سایر سازمان‌های وابسته به آن نیز موفق به کسب جوایزی شده‌اند. درباره‌ی موفقیت این سازمان در رسیدن به اهدافش و میزان تاثیرگذاری آن در برقراری صلح و امنیت جهانی، بحث‌های متفاوتی وجود دارد. برخی از مفسران اعتقاد دارند که این سازمان، تأثیر زیادی در برقراری صلح و توسعه‌ی انسانی داشته در حالی که برخی دیگر از مفسران معتقد‌ند که این سازمان در دستیابی به اهدافش ناموفق بوده و گاهی مغرضانه رفتار کرده است.

تاریخچه

پیش از تأسیس سازمان ملل، کنفرانس‌ها و سازمان‌های بین‌المللی متعددی برای سامان دادن به بحران‌ها و پیشگیری از جنگ بین ملت‌ها تشکیل شده بود؛ از جمله کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ و کنوانسیون‌های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه.
به دنبال فجایع انسانی جنگ جهانی اول، کنفرانس صلح پاریس، جامعه‌ی ملل را به منظور ایجاد ثبات میان کشورها پایه‌گذاری کرد. این سازمان، توانست برخی از اختلافات ارضی را رفع کند و ساختارهایی بین‌المللی از جمله پست، هواپیمایی و کنترل مواد مخدر ایجاد کرد که برخی از آنها امروزه در سازمان ملل ادغام شده‌اند.
با این حال، این سازمان، حضور ساکنان کشورهای مستعمره (یعنی نیمی از جمعیت دنیا) را کم داشت علاوه بر اینکه قدرت‌های بزرگی نظیر ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی، آلمان و ژاپن، حضور و نفوذ گسترده‌ای در آن داشتند. این سازمان در برابر حمله‌ی ژاپن به منچوری در سال ۱۹۳۱، جنگ دوم ایتالیا و اتیوپی در سال ۱۹۳۵، جنگ دوم چین و ژاپن در سال ۱۹۳۷ و پیشروی آلمان تحت سلطه‌ی آدولف هیتلر که در جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید، نتوانست کاری انجام دهد.فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، اصطلاح «ملل متحد» را برای اولین بار در بیانیه‌ی اول ژانویه ۱۹۴۲ ملل متحد استفاده کرد.
در سال ۱۹۴۵، نمایندگان ۵۰ کشور در سان فرانسیسکو گرد هم آمدند تا منشور ملل متحد را تنظیم کنند. از اوت تا اکتبر ۱۹۴۴ نمایندگان آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه و جمهوری چین در کنفرانس دامبارتن اوکس در واشینگتن دی.سی، روی برنامه‌های تشکیل سازمان ملل کار کردند.  بیشتر بحث‌های این کنفرانس در مورد نقش اعضای سازمان و شرایط دعوت از آن‌ها بود.
سپس در آوریل ۱۹۴۵ در کنفرانس سان فرانسیسکو تکلیف حق وتو برای پنج عضو شورای امنیت تعیین شد. در نهایت در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ منشور ملل متحد به امضای ۵۰ کشور رسید و سازمان ملل متحد رسما تشکیل شد. این روز هر سال به عنوان روز ملل متحد، گرامی داشته می‌شود.
اولین جلسه‌ی مجمع عمومی سازمان با حضور ۵۱ عضو برگزار شد و اولین جلسه‌ی شورای امنیت در ۱۷ژانویه ۱۹۴۶ در کلیسای وست مینستر لندن برگزار شد. مجمع عمومی، نیویورک سیتی را به عنوان میزبان مقر سازمان ملل انتخاب کرد. اماکن مرتبط با سازمان ملل از جمله ساختمان‌های مقر سازمان ملل در ژنو، وین و نایروبی به عنوان قلمروهای بین‌المللی در نظر گرفته می‌شوند. تریگوه لی (Trygve Lie)، وزیر امور خارجه نروژ، به عنوان اولین دبیرکل سازمان ملل متحد انتخاب شد

سازمان‌های تخصصی سازمان ملل متحد

سازمان‌های تخصصی سازمان ملل، سازمان‌های مستقلی هستند که با این سازمان کار می‌کنند. برخی از آنها پیش از جنگ جهانی اول نیز وجود داشتند. برخی از آنها به جامعه‌‌ی ملل مرتبط‌ هستند و بقیه تقریبا هم‌زمان با تشکیل سازمان ملل، ایجاد شده‌اند. این سازمان‌ها فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌های گوناگون دارند که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم.
  • برنامه پیشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) در نزدیک به ۱۷۰ کشور و قلمرو به منظور ریشه‌کن کردن فقر، مبارزه با نابرابری و ایجاد شرایطی برای پیشرفت کشورها  اجرا می‌شود. این برنامه نقشی حیاتی در کمک به کشورها برای دستیابی اهداف توسعه‌ی پایدار دارد.
  • یونیسف (UNICEF) یا صندوق کودکان ملل متحد در جهت کمک‌رسانی به کودکان و مادران کشورهای در حال توسعه فعالیت می‌کند.
  • سازمان تجارت جهانی (WTO) یک سازمان بین‌المللی است که قوانین جهانی تجارت را تنظیم و اختلافات بین اعضا را حل و فصل می‌کند.
  • کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) که در ژنو سوئیس واقع شده‌ است در ۱۴ دسامبر سال ۱۹۵۰ برای محافظت و حمایت از پناهندگان و یاری رساندن برای بازگشت یا اسکان مجدد آنها تأسیس شد.
  • برنامه‌ی جهانی غذا (WFP) سازمانی برای کمک به مبارزه با گرسنگی و سوء تغذیه و بزرگترین نهاد انسانی جهان است. همه ساله این نهاد، غذای مورد نیاز حدود ۸۰ میلیون نفر را در ۷۵ کشور دنیا تأمین می‌کند.
  • صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) بزرگترین منبع ذخیره‌ی مالی بین‌المللی برای برنامه‌های جمعیت، تنظیم خانواده و بهداشت تولیدمثل است.
  • برنامه‌ی محیط زیست ملل متحد (UNEP) در سال ۱۹۷۲ با هدف تلاش برای ترویج استفاده‌ی عاقلانه و توسعه‌ی پایدار محیط زیست جهانی تأسیس شد.
  • نهاد سازمان ملل متحد برای برابری جنسیتی و قدرت بخشیدن به زنان یا به اختصار زنان سازمان ملل متحد (UN Women) در رابطه با حقوق زنان فعالیت می‌کند.
  • بانک جهانی (World Bank) با هدف کاهش فقر و بهبود استانداردهای زندگی در سراسر دنیا از طریق ارائه‌ی وام‌های کم‌بهره، کمک‌های مالی برای ارتقاء زیرساخت‌ها، سلامتی و تحصیل در کشورهای در حال توسعه تأسیس شده است. بیش از ۱۰۰ کشور عضو بانک جهانی هستند.
  • صندوق بین‌المللی پول (IMF) بر اجرای سامانه‌ی پولی بین‌المللی نظارت دارد و یکی از معتبرترین منابع ارزیابی و پیش‌بینی وضعیت اقتصادی جهان است.
  •  سازمان بهداشت جهانی (WHO) بر دستیابی مردم به بیشترین سطح از سلامت ممکن تمرکز دارد. وظیفه‌ی اصلی این سازمان، مبارزه با بیماری‌ها مخصوصا بیماری‌های مسری شایع و ارتقاء سلامت عمومی مردم جهان است. تعریف سلامتی طبق اساسنامه‌ی سازمان بهداشت جهانی عبارت است از سلامت کامل اجتماعی، روانی و فیزیکی.
  • سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (UNESCO) که به‌ اختصار، یونسکو نامیده می‌شود، درسال ۱۹۴۵ تشکیل شد. این سازمان بر بخش‌های مختلفی از تربیت معلمان و کمک به بهبود تحصیل در سراسر جهان گرفته تا حفاظت از بناهای فرهنگی و تاریخی جهان، تمرکز دارد. یونسکو امسال ۲۸ میراث جهانی دیگر را به فهرست خود افزوده است که گردشگران امروزی و نسل آینده باید در حفظ و نگهداری آن کوشا باشند.
  • فائو (FAO) یا سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد برای مبارزه با گرسنگی تلاش می‌کند و مرجعی برای مذاکره و توافقات بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته و منبعی برای دانش و اطلاعات فنی برای کمک به توسعه‌ی کشورها است.
  • ایکائو (ICAO) یا سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری یک نهاد تخصصی سازمان ملل متحد است که مأموریت آن هماهنگ‌ کردن استانداردهای بین‌المللی پروازی، مدیریت خطوط هوایی در سطح جهان و بررسی سوانح هوایی است.
  • یونیدو (UNIDO) یا سازمان توسعه‌ی صنعتی ملل متحد که مقر آن در وین است با هدف ارتقاء و تسریع توسعه‌ی صنعتی در کشورهای در حال توسعه و یا اقتصادهای در حال گذار و توسعه‌ی روابط صنعتی بین‌المللی تشکیل شده است.
  • سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) در شهر مادرید اسپانیا مستقر است و در رابطه با امور جهان‌گردی تحقیق می‌کند و سالانه گزارشی نیز ارائه می‌کند.

اهداف و فعالیت‌ها

حفظ امنیت و صلح بین‌المللی

این سازمان با هدف اصلی حفظ صلح و امنیت جهانی تاسیس شده است. شورای امنیت سازمان ملل مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت جهانی را برعهده دارد. مجمع عمومی، دبیرکل و سایر اعضا و بخش‌های سازمان ملل، نقش کامل‌کننده در این زمینه دارند.

ارتقاء توسعه‌ی پایدار

از آغاز تاسیس این سازمان، یکی از اهداف اصلی، دستیابی به همکاری بین‌المللی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشری در سطح بین‌المللی است و همچنین احترام به حقوق بشر فارغ از رنگ و نژاد، جنسیت، زبان و... بهبود وضعیت سلامت انسان‌ها نیز همواره یکی از دغدغه‌های اصلی سازمان بوده است.  

دفاع از حقوق بشر

عبارت «حقوق بشر» هفت بار در منشور سازمان ملل تکرار شده است و یکی از اصول سازمان به شمار می‌رود. در سال ۱۹۴۸، اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، در پاریس به تصویب رسید. مفاد این اعلامیه، حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی‌ را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند مشخص کرده‌است.

حمایت از حقوق بین‌الملل

توسعه و احترام به حقوق بین‌ا‌لملل یکی از بخش‌های کلیدی اهداف این سازمان است. این مأموریت توسط شورای امنیت در قالب دادگاه‌ها و معاهدات چندجانبه از طریق مأموریت‌های حفظ صلح، اعمال تحریم‌ها، استفاده از اجبار زمانی که تهدیدی برای امنیت بین‌الملل وجود دارد و... انجام می‌شود.    

ارسال کمک‌های بشردوستانه

یکی از اهداف تشکیل سازمان ملل متحد همان طور که در منشور این سازمان نیز ذکر شده، رسیدن به همکاری‌های بین‌المللی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشری در سراسر جهان است. این سازمان این ماموریت را اولین بار پس از جنگ جهانی دوم انجام داد و به بازسازی قاره‌ی ویران اروپا کمک کرد. اکنون این سازمان مرجعی برای دریافت و انتقال کمک‌های بشردوستانه در بلایای طبیعی و انسانی است که خسارات آن فراتر از توانایی مقامات ملی برای جبران است.

آزار مسلمانان در میانمار

آیا فردی یا عده ای بدلیل اینکه دین آباواجدادیشان بر آنها حاکم بوده است باید قتل عام شوند؟؟؟

آزار و اذیت مسلمانان در میانمار، اشاره به درگیری گسترده و قتل‌عام مسلمانان توسط بوداییان در کشور میانمار دارد. سازمان ملل متحد مسلمانان میانمار را که از طرف دولت این کشور از حقوق شهروندی محروم شده‌اند را به عنوان «اقلیت دینی که در معرض بیشترین ظلم‌های انسانی در جهان قرار دارند» معرفی کرده‌است.در حال حاضر دولت این کشور تابعیت مسلمانان را انکار می‌کند و آنها را مهاجران غیرقانونی از بنگلادش می‌خواند.
تاریخچه
از قرن اول هجری اسلام در میانمار گسترش یافت. بازرگانان مسلمان از مسیرهای زمینی که از منطقه غربی میانمار و ایالت آراکان در این کشور می‌گذشت به مناطق غربی چین سفر می‌کردند. بسیاری از این افراد در منطقه ساحلی آراکان، اقامت گزیدند و نخستین مناطق تجمع مسلمانان را ایجاد کردند. سیاحان چینی در نوشته‌های خود از مناطق ایرانی‌نشین در مرزهای بین میانمار و یونن(ایالتی در جنوب غربی چین) در قرن سوم میلادی یاد کرده‌اند.
تقریباً تا سال ۱۷۷۴ میلادی مسلمانان در آنجا مشکل نداشتند، در آن مقطع یک بودایی به نام بوداپایا در آن منطقه به قدرت می‌رسد و با مسلمانان بنای ناسازگاری می‌گذارد و اجرای قوانین اسلامی را ملغی می‌کند. از آن زمان به بعد اختلافات مسلمانان میانمار با دولت شروع می‌شود، حقوق مسلمانان نادیده گرفته می‌شود، تبعیض‌ها تشدید می‌شود و مسئله مسلمانان به تدریج به عنوان یک معضل مطرح و کشورهای منطقه متوجه این موضوع می‌شوند و حتی به سطح بین‌المللی نیز می‌رود و تا امروز نیز از موضوعات حقوق بشری در سطح بین‌الملل است. در این مدت تعدادی از مسلمانان گروه‌های چریکی تشکیل دادند و مبارزاتی هم داشتند و برخی برای اینکه از این وضعیت رها بشوند، به کشورهای هند و بنگلادش مهاجرت کردند و در آنجا زندگی می‌کنند.

سال‌های ۱۹۳۰–۱۹۳۸

بعد از تسلط انگلیس بر سراسر میانمار در ۱۸۸۶ میلادی، پای هندی‌ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد و در ۱۹۲۱ تقریباً بیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ساکن شده بودند. مهاجرت مسلمانان هند به برمه و به دست گرفتن مشاغل عمده تجاری باعث نارضایتی مردم این کشور شد. در سال‌های ۱۹۳۰–۱۹۳۸ اغتشاشات گسترده‌ای علیه مهاجران هندی صورت گرفت و در جنگ جهانی دوم در خلال خروج نیروهای انگلیسی و ورود سربازان ژاپنی به میانمار، افراد قوم ماگ (بودایی مذهب)، به محله‌های مسلمان‌نشین در آراکان حمله‌ور شدند و هزاران نفر از مسلمانان را کشتند.

سال ۱۹۳۸

در سال ۱۹۳۸ به دنبال افزایش خشونت علیه مسلمان ۲۰۴ نفر کشته حدود ۱۰۰۰ نفر زخمی و ۱۱۳ مسجد تخریب شد.

سال ۱۹۴۸

با حضور ژاپنی‌ها در آراکان، مسلمانان آن منطقه علیه ژاپنی‌ها وارد عمل گردیدند و با انگلیسی‌ها همکاری کردند. پس از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ که میانمار به استقلال رسید اداره امور منطقه عمدتاً به مسلمانان سپرده شده بود، مسلمانان آراکان از محمدعلی جناح رهبر مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را نیز به عنوان قسمتی از پاکستان بپذیرد. این پیشینه سبب شد که دولت مستقل میانمار، پس از آنکه در ۱۹۴۸۸ به قدرت رسید به آزار و اذیت مسلمانان به‌ویژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد.

سال ۱۹۶۲

دولت در سال ۱۹۶۲ میلادی حج را ممنوع کرد. به دنبال فشار حکومت، بیش از نیم میلیون از مسلمانان برمه‌ای به کشورهای بنگلادش، هند، پاکستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، امارات، عربستان و ممالک دیگر مهاجرت نموده‌اند. دولت برمه کنترل شدیدی بر فعالیت‌های مساجد اعمال می‌کند، آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی در مراسم عید قربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن کریم مشغول می‌شوند، به دولت گزارش داده می‌شود.
در گزارش نشریه انگلیسی ساندی تایمز آمده‌است که نظامیان قصد دارند، بودایی‌ها را به ایالت آراکان، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان‌نشین بوده‌است، گسیل دارند. از ۱۴۳۰ میلادی تا ۱۷۸۴ در این منطقه قوانین اسلامی اجرا می‌شده‌است.